<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>علمی(aref shadkam)</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 18 Jul 2013 08:21:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>جزئيات ماجراي هيجان انگيز عبور يوفوهاي ناشناس از آسمان تهران درسال 1355</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/14</link>
<description>Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA جزئيات ماجراي هيجان انگيز عبور يوفوهاي ناشناس از آسمان تهران درسال 1355 باورتان مي شود که يوفوها 33 سال قبل سري هم به تهران زده باشند؟! تعجب نکنيد، چون اين داستان واقعي است؛ سال 1355 چند شيء ناشناس در آسمان تهران ديده شدند؛ اشياي پرنده اي که به هيچ يک از ساخته هاي دست بشر شبيه نبودند و از همه آنها پيشرفته تر به نظر مي رسيدند. همه آدم هايي که آنها را از نزديک ديدند.</description>
<pubDate>Thu, 18 Jul 2013 08:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title>فاش شدن سند محرمانه در باره ی آدم فضایی ها</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/13</link>
<description>یک سند محرمانه &quot;اف بی ای&quot; در مورد اینکه چگونه افسران پلیس و ارتش شاهد انفجار یک بشقاب پرنده در شهر یوتاه بودند،فاش شده است. به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب Entekhab.Ir ، در روز چهارم اپریل 1949، ماموران ویژه تلگرافی &quot;فوری&quot; به رئیس اداره یعنی ادگار هوور زدند. ادعا شده است، تصاویری که از این موجودات فضایی در این گزارش آمده است، واقعی است. این موجودات فضایی که مرده بودند توسط متخصصان کالبدشکافی شدند.</description>
<pubDate>Thu, 18 Jul 2013 08:18:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>خوب چشتا واکون</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/12</link>
<description>خوب چشتا وا کون، حسنی بابادا نیگا کون، حسنی این کا سیاه پیش چشاده گونیِ زاغال نیس، باباده بس‌کی هوا بیخ حسنی پشم آ پیلی‌ش ریخ حسنی یه چیکه بیشین آ گوش بده به حرفوم گوشی هوش بده درست کا وخ سر می‌ذاره گدا وصیت نداره بیشین تا دردی دل کونم واره زبونما هل کونم خوب چشتا وا کون، حسنی گلیا نیگا کون، حسنی گلیا بیبین تا گم نشی له زیری ساقا و سم نشی این‌جا همه چاردستاپان حیوونا داخل آدمان باور نکون تو هوش زمون جدا بشد میون‌شون خوب چشتا واکون، حسنی باباتا نیگا کون،</description>
<pubDate>Thu, 04 Jul 2013 20:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title>پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/11</link>
<description>پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است اگر عشقت ساده است وکوچک معمولی؛اگر عشق گذارا است وتنفن وتفریح؛خدا چندان کاری به کارت ندارد؛اجازه می دهد عاشقی کنی ........ تماشایت می کند ومی گذارد که شادمان باشی؛اما هرچه در عشقت ثابت قدم تر می شوی،خداباتوسخت گیر تر می شود هرقدر که در عاشقی ثابت قدم تر می شوی،خدا هم با تو سخت گیرتر می شود هرقدر که در عاشقی ثابت قدم تر می شوی،خدا با تو سخت گیر تر می شود هر قدر که در عاشقی عمیق تر می شوی وپاک بازتر وهر اندازه که عشقت نبا تر</description>
<pubDate>Mon, 17 Jun 2013 06:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>چه بگوییم چه نگوییم</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/10</link>
<description>چه بگوییم چه نگوییم بگوییم: از این که وقت خود را در اختیار من گذاشته اید متشکرم نگوییم: ببخشید که مزاحمتان شدم بگوییم: در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود نگوییم: گرفتارم بگوییم:راست میگی؟راستی نگوییم:دروغ نگو یگوییم :خدا سلامتی بده نگوییم:خدا بد نده بگوییم:هدیه برای شما است نگوییم : قابل ندارد بگوییم:باتجربه شده نگوییم:شکست خورده بگوییم: مناسب من نیست نگوییم:به درد من نمی خورد بگوییم: با این کار چه لذتی می بری؟ نگوییم:چرا اذیت می کنی؟ بگوییم: مسئله را خودم</description>
<pubDate>Sat, 15 Jun 2013 07:50:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>در فراق مرغ</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/9</link>
<description>در فراق مرغ مرغ عزیز پا کوتا بیا پایین از اون بالا یه روز رفیق ما بودی رفیق سفره ها بودی ما رو از اون بالا ببین از اون بالا بیا پایین از دوریت جون نداریم ما گنج قارون نداریم هی برامون ناز میکنی با سکه پرواز میکنی بس کن دیگه این اطوار دست از اداهات بردار رفتی بالا نگفتی از اون بالا می افتی قربون اون کمالت اون سینه و اون بالت سفره نداره صفا بدون تو بی وفا با سکه بسته ای کورس نکنه که رفتی به بورس توزود پز و تو دیزی بیشتر برام عزیزی می خوای بشی قباله چون سکه</description>
<pubDate>Mon, 27 Aug 2012 06:11:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>درد دل دختری با مادرش</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/8</link>
<description>دختری با مادرش در رختخواب درددل می کرد با چشمی پر آب گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟ روی دستت باد کردم مادرم! سن من از بیست وشش افزون شد دل میان سینه غرق خون شد هیچ کس مجنون این لیلا نشد شوهری از بهر من پیدا نشد غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته! مادرش چون حرف دختش را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت: دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود غصه ها را از وجودت دور کن این همه شوهر یکی</description>
<pubDate>Mon, 27 Aug 2012 06:10:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
<item>
<title>یک تر دستی جالب</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/7</link>
<description>یک تر دستی جالب 1- هفت رقم شماره ی تلفن خود را در نظر بگیرید. 2- سه رقم اول آن رادر80ضرب کنید. 3- حاصل را با1جمع کنید. 4- عدد به دست آمده را در250ضرب کنید. 5- 4رقم پایانی تلفن خودرا با عدد به دست آمده جمع کنید. 6- این کار را دوباره تکرار کنید. 7- عدد250را از حاصل کم کنید. 8- حاصل را تقسیم بر 2 کنید. 9- شماره ی به دست آمده با شماره ی تلفن شما یکی است.</description>
<pubDate>Mon, 27 Aug 2012 06:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
<item>
<title>شعری از   پروین اعتصامی در باره ی نوجوانی</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/6</link>
<description>جوانی که کار وشایستگی است که خد پسندی وپندار نیست چو بفروختی ،از که خواهی خرید؟ متاع جوانی به بازار نیست غنیمت شمر،جز حقیقت مجوی که باری است فرصت،دگر بارنیست مپیچ از ره راست بر راه کج چودرهست ،حاجت به دیوار نیست زآزادگان برد باری وسعی بیاموز،آموختن عار نیست به چشم بصیرت به خود درنگر تورا درآیینه،زنگار نیست همی دانه خوشه خروار شد زآغاز هر خوشه خروار نیست همه کار ایام درس است وپند دریغا که شاگرد هشیار نیست پروین اعتصامی</description>
<pubDate>Mon, 27 Aug 2012 06:08:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/6</guid>
</item>
<item>
<title>شعر کودکی</title>
<link>https://arefsh.blogfa.com/post/5</link>
<description>پابه پای کودکی هایم بیا کفش هایت را پاکن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم باخنده ات اعجاز کن پا بکوب لج کن راضی نشو با کسی جز دوست هم بازی نشو بچه های کوچه راهم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما قهرمان باور زیبای ما قصه های هرشب مادر بزرگ ماجرای بزبز قندی وگرگ غصه ی هر گز فرصت جولان نداشتن خنده های کودکی پایان نداشتن هرکسی رنگ خودش بی شیله بود ثروت هر بچه قدری تیله بود ای</description>
<pubDate>Mon, 27 Aug 2012 06:05:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>arefsh</dc:creator>
<guid>arefsh.blogfa.com/post/5</guid>
</item>
</channel>
</rss>
